از فکر ايجاد "تُندر" تا تسخير "دُنيا"ا

سرگذشت تولد مجله "دنیا"
مجتبا مهرگان
در 74 سال پیش، یعنی در بهمن ماه ١٣١٢ مجله „دنیا“ به مثابه تُندرى در صحنه تاریخ مطبوعات ایران به صدا درآمد و نقش بزرگى در زمینههاى مختلف علوم به ویژه اشاعه فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک و اندیشههاى مارکسیستی (البته به قول احسان طبرى با زبان “ازوپ") ایفاء نمود. علاوهبر این مجله "دنیا" با هدایت و مدیریت دکتر تقی ارانی، نقش موثرى در تربیت و پرورش علمى کادرها، جوانان و دانشجویان ایران بازى کرد. در مطلب زیر با بررسی اسناد نویافته، نگاهی خواهیم داشت به روند شکلگیری و بنیادگذاری مجله "دنیا" این قدیمیترین و پُرسابقهترین مجله میهن ما.
***
با تکیه بر اسنادى که اخیراً به دست آمده اند، مىتوان نحوه و چگونگى درخواست تقاضانامه دکتر تقى ارانى براى گرفتن امتیاز مجله "دنیا" را پى گیرى کرد و از این نظر مسئله پا به عرصه گذاشتن مجله „دنیا“ را در حیات مطبوعاتى میهن ما بازسازى نمود. این مطلب امر مهمى است، زیرا ما را با تلاش ها و اقدامات دکتر تقى ارانى در بنیاد نهادن مجله دنیا آشنا مىکند. علاوه بر این با استفاده از محتواى این اسناد مىتوان - چه از جنبه تاریخی و چه از جنبه زندگى و دیگر عرصه هاى فعالیت دکتر ارانى - بخشى از زندگى و حیات دکتر تقى ارانى و چگونگى انتشار مجله „دنیا“ را روشن کرد.
قطعاً ایده ایجاد و تاسیس مجلهاى با محتواى فلسفى و علمى آن هم در دوره اى که کشور درشراىط بهغایت عقب مانده و استبداد زدهاى بسر میبرد، توسط دکتر تقى ارانى از همان زمان بازگشت از آلمان پس از پایان تحصیلات عالى در اواخر سال ١٣٠٧ یا اوایل ١٣٠٨ (این تاریخ هنوز قطعاً روشن نشده است) وجود داشته است.
اولین قدمهاى عملى او در این عرصه، بازمیگردد به تاریخ اوایل مهرماه ١٣١٢ که با نوشتن تقاضانامه و مراجعه به “وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه” (= وزرات فرهنگ و هنر) که در آن زمان شعبهاى از این وزارتخانه تحت عنوان “اداره انطباعات” مسئول رسیدگى و صدور مجوز براى مطبوعات بود، درخواست امتیازنامه مى کند. متاسفانه اصل تقاضانامه یا نامه دکتر ارانى در این ارتباط تا کنون یافت نشده است، ولى با مطالعه نامهاى که یکی از منشى هاى وزارت معارف در این باره به تاریخ ٢٧ آذر ١٣١٢ به معاونت آن وزارت خانه نوشته و در آرشیو سازمان اسناد ملى ایران موجود است،١ چنین استنباط میشود که دکتر ارانى مدتها پیش از این تاریخ، تقاضانامه خود را همراه با مدارک لازم از جمله: “سواد ورقه هویت” (= شناسنامه) گواهى نامه و برگه عدم سوء پیشینه جنایی و سیاسى از طرف “مدعى عمومى بدایت” (= دادگسترى) و “تشکیلات کل نظمیه مملکتى” (= شهربانى کل کشور) ارایه کرده و خواهان کسب امتیاز مجلهاى با عنوان "تمدن امروز" شده است. در بخشى از این نامه ادارى، خطاب به معاونت وزارت خانه آمده است:
“... آقاى دکتر تقى خان ارانى معلم فیزیک مدارس متوسطه دولتى تقاضاى اعطاء امتیاز طبع و نشر مجله موسوم (تمدن امروز) (تُندر) را نموده است، که در تهران به طور ماهیانه با مسلک علمى و اقتصادى و صنعتى و اجتماعى طبع و نشر کند.”٢
بنابراین با به دست آمدن این سند، معلوم مى شود که عنوان اولیه مجلهاى که دکتر تقى ارانى قصد داشته است امتیاز آن را بگیرد، “تمدن امروز” بوده است. ولى این سوال پیش مى آید که چرا آن کارمند وزارت معارف روى آن خط کشیده است؟ از آن جا که اصل تقاضانامه دکتر ارانى در اختیار ما نیست، نمى توان نظر قطعى داد. البته ممکن است یکی از دلایل آن این باشد که پیش از این تاریخ یا در همین زمان مجلهاى با این عنوان منتشر مىشده است و مثلاً با مراجعه به لیست امتیازنامهها و لیست عنوانهاى مطبوعاتى دریافتهاند که امتیاز چنین نامى را قبلاً صادر کرده و نمىتوان آن را دوباره صادر نمود.
در نتیجه دکتر تقى ارانى پیشنهاد نام "تُندر" را براى مجله داده است. منتها از آن رو که مسلک مجله را علمى، اقتصادى، صنعتى و اجتماعى قید کرده است، هر دو عنوان انتخابى از جانب وى براى مجله با مسما مى باشد. مطلب مهمى که باید در این جا بدان اشاره کرد، این است که مسئولین رسیدگى به تقاضانامه با صدور امتیاز براى مجلهاى زیر عنوان "تُندر" مخالفت میکنند. زیرا در حاشىه همان نامه، شخص ثالثى با نوشتن جمله اى که متاسفانه بخشى از آن مفقود شده، تذکر داده است: “برحسب اجازه کتبى مدیرکل [،] آقاى دکتر اسم مجله از تُندر تبدیل...”٣
البته با در نظرداشت، دوره رضاشاه و حکومت استبدادى و شیوه خشن این حکومت در رفتار با مخالفین و بویژه مطبوعات و دست اندرکاران مطبوعاتى، مىتوان نتیجه گرفت که نام “تندر” براى یک مجله عنوان “تند و تیزی” بوده است. بنابر این خواننده خود مىتواند حدس بزند که ادامه این یادداشت ناقص و جاافتاده چه بوده است. و درست به همین خاطر مسئولین مربوطه در وزارت معارف، درخواست دکتر ارانى را رد نموده و رسیدگى به امتیاز نامه را منوط به تغییر عنوان مجله کرده اند.
ولى از آن جایی که دکتر تقى ارانى براى انتشار مجله خود مصمم بوده است، از هیچ گونه اقدامى از جمله مراجعات مکرر فروگذار نمى کند و درواقع “دست بردار” نیست. تلاشهاى او براى گرفتن امتیازنامه مجله منجر به آن مىشود که وى مجدداً تقاضانامه دیگرى نوشته و ارایه دهد.
به همین خاطر در تاریخ ٧ آبان ١٣١٢ یکی از کارمندان اداره معارف براى چندمین بار به معاونت آن وزارتخانه نامه نوشته و کسب تکلیف مى کند:
“مقام منیع کفالت وزارت جلیله متبوعه[،] آقاى دکتر تقى خان ارانى معلم فیزیک مدارس متوسط دولتى تقاضاى اعطاء امتیاز طبع و نشر مجله موسوم به (ماتریالیسم) را نموده است که در تهران به طور ماهیانه، با مسلک علمى و اقتصادى و صنعتى و اجتماعى طبع و نشر کند.”
متاسفانه اصل این تقاضانامه هم که توسط دکتر ارانى براى گرفتن امتیاز مجله "ماتریالیسم" نوشته شده بود، تاکنون به دست نیامده است. با این وجود بر اساس مکاتبات ادارى کارکنان وزارت معارف چنین بر مىآید که بالاخره تقاضاى مجدد دکتر تقى ارانى براى دریافت مجلهاى با نام “ماتریالیسم” در اول آذرماه ١٣١٢ در جلسه شوراى عالى معارف مطرح مى گردد، ولى این شورا تصمیمى مبنى بر صدور امتیاز مجله نمىگیرد و آن را باز هم به بهانه نام مجله و مسلک آن به ریاست اداره کل معارف عودت میدهد. راى صادره این جلسه چنین بیان شده است:
“ریاست محترم اداره کل معارف و تعلیمات[،] پیشنهاد نمره ٨٧٨٩، [به تاریخ] ٧/٨/١٢، آن اداره محترمه در شب چهارشنبه اول آذر ١٣١٢ در دویست و پنجاه و دومین جلسه رسمى شوراى عالى معارف مطرح، و مقرر گردید که آن اداره محترمه به آقاى دکتر تقى خان ارانى ابلاغ نمایند، که اسم مجله را تغییر داده، و مسلک آن را به اختصار بنویسد.”
باوجود این که جلسه شوراى عالى معارف در اول آذر ١٣١٢ برگزارشده بود ولى تاریخ نگارش نامه ذکر شده ٦ آذرماه ١٣١٢ مى باشد. به همین خاطر دکتر تقى ارانى روز ٧ آذرماه شخصاً به اداره انطباعات (= بخش مطبوعات وزارت معارف) مراجعه کرده و نامهاى را با مضمون زیر ارایه مى کند. در این نامه دکتر تقى ارانى از سر پیش گیرى به نحو دقیقى سعى نموده است به همه ایرادات احتمالى که ممکن بوده مطرح شود، پاسخ بدهد. متن نامه چنین است:
“محترماً مصدع مى شود، چون شوراى عالى معارف با اروپائى بودن اسم "ماتریالیسم" براى مجله اینجانب مخالف بوده است، لهذا اسم آن را عوض کرده "دنیا" مى گذارم. این اسم در صورت اسامى مجلاتى که تا کنون امتیاز گرفته اند، وجود ندارد. مجله مزبور داراى مقالات صنعتى، علمى، اجتماعى و ادبى خواهد بود، که مى خواهد ترقیات دنیاى جدید را به خوانندگان خود نشان دهد.”
هر چند که در نامه پیشین شوراى عالى معارف براى رسیدگى به تقاضانامه مجله “ماتریالیسم” تنها ذکر شده: “که اسم مجله تغییر داده شود و با نوشتن مسلک آن مجدداً تقاضا شود.” و در این نامه هیچ گونه اشاره ایی براى تغییر عنوان مجله به بهانه اروپایی بودن نام آن نیامده است. در حالى که دکتر ارانى در نامه خود تصریح کرده که شوراى عالى معارف با اروپائى بودن نام مجله مخالف بوده و به همین خاطر هم آن را تغییر داده است. این اشاره گویاى این امر است که شآید طى مذاکرات شفاهى و حضورى این “تذکر” داده شده یا حتا این احتمال وجود دارد که مکاتبات دیگرى نیز صورت گرفته باشد، که در اختیار ما نیست تا بتوان با تکیه بر آن ها جنبه هاى تاریک قضیه را روشن کرد.
موضوع دیگرى که اشاره به آن اهمیت دارد، این است که در نامه ذکر شده دکتر ارانى، آن جا که وى از مسلک و سیاق مجله سخن به میان آورده برخلاف نامه ها و تقاضاهاى مکرر پیشن براى گرفتن امتیاز مجله که نوشته بود: “مسلک علمى و اقتصادى و صنعتى و اجتماعى” این بار دکتر ارانى در نامه خود در ارتباط با توضیح مسلک مجله تغییراتى داده و آن را چنین بیان مى کند: “مجله مزبور داراى مقالات صنعتى، علمى، اجتماعى و ادبى خواهد بود” و حتا با اضافه کردن جمله اى تاکید کرده است که مجله: “مى خواهد ترقیات دنیاى جدید را به خوانندگان خود نشان دهد.”
همان گونه که مى بینیم، دکتر ارانى در نامه خود راجع به مسلک و محتواى مجله تغییراتى داده است و با آوردن واژه “صنعتى” به اول جمله تکیه را بر روى جنبه صنعتى مجله گذاشته و حتا اضافه نموده است: “مى خواهد ترقیات دنیاى جدید” را به خوانندگان خود نشان دهد. گذشته از این او واژه “اقتصادى” را که پیش از این براى توضیح سبک و سیاق مجله به کار مى برد، کاملاً حذف کرده است. این امر مى تواند به این دلیل باشد که وى نگران بوده است که بازهم مسئولین مربوطه “بهانه تراشى” کرده و این بار به بهانه دیگرى - مثلاً وجود ارتباط علم اقتصاد با عقآید اشتراکى (= سوسیالیستى) آن را رد کرده و از رسیدگى به تقاضاى وى اجتناب کنند.
بنابراین دکتر ارانى خواسته است با تکیه بر جنبه “صنعتى” مجله در اذهان تاثیر دیگرى بگذارد. چرا که او این واژه را برخلاف دفعات گذشته در صدر مسلک مجله قرار مى دهد. براى درک بهتر این قضیه باید توجه داشت که دکتر تقى ارانى در آن دوران در وزارت معارف به عنوان معلم برجسته در رشته هاى فیزیک، شیمی و تکنولوژى معروف بود و هم چنین به خاطر انتشار کتاب هاى علمى و درسى در زمینه هاى علوم تجربى (یا به اصطلاح آن زمان علوم دقیقه) در بین روشن فکران و دانش آموختگان آن روز ایران چهره شناخته شدهاى بود.
این مورد نشان مى دهد که دکتر ارانى داراى شم سیاسى تیزی بوده است. البته ما نمونه هاى دیگرى ازاین گونه تیزهوشى و واکنش سریع دکتر ارانى در برخورد با اوضاع چه در بیرون و چه در درون زندان سراغ داریم. از جمله موضوع “مراسله” و کاغذى مى باشد که نوشته دکتر ارانى بوده و در زندان به دست پلیس مى افتد، و بزرگ علوى آن را در کتاب “پنجاه وسه نفر” آورده است. از آن جا که این مطلب به بحث ما مربوط مى شود آن را در این جا نقل مىکنیم: “دکتر ارانى به انواع و اقسام مختلف سعى مى کرد با زندانیان صحبت کند... آواز مى خواند و مطالب خود را با تصنیفهائى که مى ساخت به مخاطب خود حالى مى کرد. گاهى به فرانسه و آلمانى آواز مى خواند و تا آژان مى آمد که از او جلوگیرى کند، دکتر کار خود را کرده بود... براى مراسلهاى [که زندانبانان پیدا کرده بودند] دکتر ارانى را زجرها دادند... خوشبختانه یک جمله آنرا نه زندان و نه اداره سیاسى و نه مامورین عدلیه نتوانستند بخوانند... جمله “پلیس هار شده” را “ملبوس ها رد شده” خوانده بودند.
دکتر ارانى اینجا شاهکار روانشناسى به خرج داد که قابل ذکر است. موقعى که این نائب “م” این پاره کاغذ را به دکتر نشان داد و از او پرسید که آیا این خط شماست، دکتر در جواب گفت: “بله ولى اینجا اشتباه شده است. مدادتان را بدهید.” مداد را از دست نائب “م” گرفت و یک “د” اضافه کرد. به طورى که “پلیس ها رد شده است” خوانده شد. وقتى که نائب “م” پرسید: “یعنی چه؟" دکتر در جواب گفت “نمى دانم، شآید نویسنده اشتباه کرده است.” و بدین وسیله فورى تکذیب کرد که او نویسنده این سطور است. نائب “م” هم از این قضیه دم نزد، چون که نمى توانست اقرار کند که به دکتر ارانى مداد خود را داده است.”
اکنون به موضوع اصلى امتیازنامه مجله „دنیا“ باز گردیم: بالاخره پس از گذشت هفته ها در تاریخ ١٨ آبان ماه ١٣١٢ شوراى عالى معارف در دوىست و پنجاه و سومین جلسه رسمى خود که براى رسیدگى به درخواست دکتر تقى ارانى مبنى بر گرفتن امتیازنامه براى طبع مجله "دنیا" تشکیل مى دهد، صلاحیت دکتر تقى ارانى را براى اخذ امتیاز تایید و به تصویب میرساند. بدین شکل بعد از طى مراحل ادارى و حضور دکتر ارانى در اداره انطباعات و سپردن تعهدنامه کتبى، در تاریخ ٢٧ آذرماه ١٣١٢ امتیازنامه مجله دنیا به نام وى صادر مى شود. (نگاه کنید به کلیشه شماره یک)
به این شکل مجله "دنیا" در حیات مطبوعاتى ایران پا به عرصه وجود مى گذارد، که این امر در واقع به مثابه یک حادثه مهم سیاسى و اجتماعى تاریخ معاصر ایران محسوب مى گردد.
پس از دریافت امتیازنامه کار انتشار مجله به سرعت پیش مى رود و اولین شماره "دنیا" در اول بهمن ماه ١٣١٢ با تیراژ هزار نسخه در تهران منتشر مى شود. یعنی درست یک ماه بعد از کسب امتیازنامه، مجله "دنیا" از چاپ خارج شده و به دست خوانندگان و علاقهمندان میرسد. با در نظرداشت امکانات فنى و عملى آن زمان ایران در زمینه مطبوعات از جمله حروف چنینى، چاپ و توزیع و از همه مهم تر وجود سانسور شدید مطبوعات، زمان بسیار کوتاهى به نظر مى رسد. خود این امر نشان از آن دارد که دکتر ارانى موازى با درخواست امتیازنامه به تهیه و تدارک امکانات براى چاپ احتمالى آن پرداخته و حتا بخش اعظم مطالب مجله را نیز آماده نموده و مقدمات انتشار آن را از قبل چیده است. بى شک تجربه عملى او در زمینه نگارش و انتشار کتاب در چاپخانههای “کاویانى” و “آفتاب” در هنگام اقامت و تحصیل در برلن، در این جا نقش خود را بازى کرده است.
با نگاهى به مطالب اولین شماره مجله "دنیا" مى توان دریافت که بیش از ٩٠ درصد مقالات به قلم خود دکتر ارانى نگارش یافته است. البته با در نظرداشت امضاءهاى مختلف که او در پایان مقالات خود مى گذاشته است، از جمله: "احمد قاضى" (دو مقاله)، "از دفتر دنیا" (دو مطلب)، و یک بار هم فقط با امضاء “دکتر ارانى” که در پایان مقاله “اتم و بعد چهارم” قید شده که آنهم مطلبى کاملاً علمى و فنى است.
و این گونه است که در بهمن ماه ١٣١٢ مجله „دنیا“ به مثابه تُندرى در صحنه تاریخ مطبوعات ایران به صدا درآمد و نقش بزرگى در زمینههاى مختلف علوم به ویژه اشاعه فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک و اندیشههاى مارکسیستی (البته به قول احسان طبرى با زبان “ازوپ") ایفاء نمود. علاوهبر این مجله "دنیا" با هدایت و مدیریت دکتر تقی ارانی، نقش موثرى در تربیت و پرورش علمى کادرها، جوانان و دانشجویان ایران بازى کرد.
***
پاورقىها:
١- "سازمان اسناد ملی ایران" شماره پرونده: م (د) ٦٣٩٨/١ تا ٦٣٩٨/٩.
٢- همانجا
٣- متاسفانه بقیه جمله بر برگه دیگرى بوده که مفقود شده است.
***
بازگشت
|
|